بین المللی اتحادیه آزادی های مدنی و حقوق بشر

توسط • در تاریخ 1 سپتامبر، 2010

اتحاد بین المللی آزادی های مدنی (ICLA) به تازگی شده است مورد انتقاد قرار euobserver.com به عنوان یک سازمان که بر آزادی های مدنی تمرکز نیست.

"در ژوئن سال جاری، EDL فرستاده شده دو نماینده به ضد جهاد 2010 - در یک کنفرانس در زوریخ برگزار شده توسط اتحاد بین المللی آزادی های مدنی، که بر آزادی های مدنی تمرکز نیست، اما به جای یک جنبش ضد مسلمان است." ( euobserver . com )

این نقل قول نشان می دهد که euobserver.com به نحوی در تلاش برای تعریف و مالکیت به معنی مدافع حقوق بشر از آنچه در آن است. این نگرش، شاید، نشانه روشنی از تعصب ایدئولوژیک است که وب سایت خاصی را می دهد. تلاش را به انحصار حقوق بشر از یک موقعیت خاص ایدئولوژیک چیزی است که بزرگترین تهدید برای آنها به شمار است.

ICLA به عنوان پاسخ به دیدگاه چپ رادیکال، که آن را تا به انحصار در حقوق بشر، که از آن استفاده می کند به انکار حقوق بشر از کسانی که مخالف ایدئولوژی آن تشکیل شد. ما در جهانی که در آن کسانی که نه به طور کامل تایید روایت آن، اهداف آن، و اهداف آن در شرور و اهریمن و رد صدای واقعی در جامعه مدنی زندگی می کنند. می توان استدلال کرد که این ایدئولوژی سیاسی، مسافران و هموطنان خود، ربوده شده و به طور موثر اسیر استقرار حقوق بشر و آن ابزار استبداد است. ICLA هدف برای ایجاد تعادل در جامعه حقوق بشر و تبدیل شدن به قهرمان از آن دسته از افراد و گروه هایی که به نظر می رسد عمدا سنتی توسط سازمان های حقوق بشر نادیده گرفته است.

بسیاری از مناطق که در آن حقوق بشر سنتی سازمان عدم وجود دارد:

آزادی بیان

آزادی بیان تحت حمله مداوم، و بسیار از این حمله در نام پیشبرد حقوق بشر انجام شده است. مقدار زیادی از قوانین ضد دموکراتیک است که بر روی مجموعه قوانین بسیاری از کشورهای ظاهرا دموکراتیک وجود دارد. به اصطلاح 'نفرت قانون است در واقع تضعیف مکانیسم های جامعه مدنی است که تحمل و ترویج حقوق بشر ممکن است در وهله اول است. بخش عمده ای از این فرسایش از آزادی بیان، نتیجه مماشات با تلاش های خشونت آمیز آشوبگران، که توسط بسیاری از نقاط به اصطلاح مترقی، موسسات حقوق بشر به عنوان قربانی در نظر گرفته شده است. ما می بینیم که چگونه محافظه کار از دیدگاه سیاسی به طور فزاینده ای به عنوان بدعت در نظر گرفته و ما می بینیم که چگونه فعالان محافظه کار ناعادلانه شرور و اهریمن است. نباید از یاد برد که بسیاری از نقض حقوق بشر توسط ایدئولوژی که خود را به عنوان "مترقی" تعریف مرتکب شده اند. آیا می توانم تمام زمینه حقوق بشر که تحت قدرت نیروهای ما خطر است؟

شریعت

ما شاهد چگونه، از 9/11، نفوذ شریعت شده است مجاز به گسترش در سراسر جهان بلامنازع است. در بسیاری از موارد، مانند امور مالی شریعت، این گسترش به طور جدی توسط کسانی که مشتاق برای ساختن یک جفتک سریع تشویق. تکه تکه تجاوز از هنجارهای شریعت را به جوامع غربی شده است توسط دولت به حدی که در حال حاضر این خطر وجود دارد از ظهور از سیستم های موازی قانونی تسهیل.

بعضی مردم که فقط این یا آن جنبه از شریعت اجازه داده خواهد شد، اما آنچه آنها را فراموش کرده ام این است که شریعت، کل یک سیستم و یک سیستم جایگزین برای بسیاری در خصوص جهان اسلام به عنوان "انسان ساخته شده، قوانین و نهادهای. ما می بینیم که چگونه مجازات وحشیانه در بخش هایی از جهان که در آن شریعت اجازه داده شده را ریشه انجام شده است. در آن سرزمین ما آزادی مذهب را تضعیف می شود، آزادی بیان در تضعیف، و آزادی از هویت جنسی، تضعیف شده است. این غیر ممکن است به طور موثر مقابله با نقض حقوق بشر در این مناطق زندگی بدون اشاره به ایدئولوژی شریعت است که آنها را الهام بخش است. عدم تمایل بسیاری از سازمان های حقوق بشر سنتی به طور موثر به مخالفت با شرع، یک مشکل جدی تبدیل شده است و بسیاری از مردم مجبور به در بدبختی زندگی می کنند به عنوان یک نتیجه مستقیم از این غفلت است.

فرهنگ اکثریت

در غرب حقوق فرهنگ اکثریت به طور فزاینده ای به کنار، نادیده گرفته میشوند، روحیه خود را باختند و شرور و اهریمن نخبگان بین المللی است که آنها را می بیند به عنوان مانعی بر سر راه برنامه های خود را برای غنی سازی خود و تعریف سیاسی است. زیرساخت در محل قرار داده شده است به تضعیف توانایی خود را به صحبت می کنند و شنیده می شود. این کاملا غیر قابل قبول است و پاسخ به این مشکل توسط شرکت "حقوق بشر woefully بوده است، و شاید به عمد، ناکافی است.

تمدن غربی به نظر می رسد هدف خاصی برای سوء استفاده، دادن چهره ای اهریمنی، و تشویق نفرت خود است. اسرائیل یک کشور غربی است که برای سوء استفاده خاص است که اغلب به آشکار ضد یهودی فرود است. یکی از این تصور می شود که برخی از سازمان های حقوق بشر طرف علیه اسرائیل در درجه اول به دلیل آن است که به عنوان یک کشور غربی در نظر گرفته و در نتیجه به طور خودکار برای بسیاری از مشکلات جهان مقصر است.

نهادهای ضد دموکراتیک

دموکراسی، نهادهای دموکراتیک، و شیوه های دموکراتیک تضمین حقوق بشر آنها دائما در حال بدون نظارت کافی از سوی جامعه حقوق بشر را تضعیف کرد. ICLA هدف از ارائه که نظارت است.

قانون توسط پیمان شده است استفاده می شود، و همچنان می شود، استفاده می شود به عنوان راهی برای دور زدن نیاز به بحث های باز، صادقانه و از طریق پارلمان های ملی است. سیاستمداران همیشه التماس که دست خود را با تعهدات بین المللی است که آنها را در جلوگیری از پاسخگویی به خواسته های رای دهندگان خود را گره خورده است. مردم رای دادن ملی و سطح بین المللی، با عبور از حوزه ملی، نخبگان سیاسی است برای دور زدن دموکراسی است. سنتی سازمان حقوق بشر به نظر می رسد به بین المللی به عنوان یک راه حصول اطمینان از پایبندی به موازین اساسی حقوق بشر، که در واقع مخالف ممکن است در واقع صورت.

اتحادیه اروپا، یک موسسه به طور فزاینده ای قدرتمند است که به طور موثر فرآیند دموکراتیک را دور می زند است. درست است که انتخابات برگزار می شود اما قدرت اتحادیه اروپا در پارلمان و یا دموکراتیک انتخاب می شوند اعضای. قوانین بیشتر و بیشتر می آید اینکه با دور زدن مجالس قانونگذاری دموکراتیک از طریق مسیر اتحادیه اروپا است. قانون بیشتر و بیشتر ملی توسط الیگارشی اتحادیه اروپا به جای مردم دیکته شده است. به نظر می رسد به بسیار unfashionable سازمان های حقوق بشر به مشخص کردن تمایلات استبدادی از زورمندان اتحادیه اروپا است. ما شاهد بودیم که در این اواخر، با پیمان لیسبون، چگونه خواسته های مردم اروپا به طور کامل نادیده گرفته شد.

شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد است که در عین حال یکی دیگر از موسسه ای که ابتدایی ترین اصول حقوق بشر را تضعیف کرده است. صدای غیر دموکراتیک کشور با سوابق مشکوک حقوق بشر ظاهر شده اند مجاز به مستولی شدن بر شورا است. کارهای زیادی شده است که توسط سازمان کنفرانس اسلامی (OIC) به سرنگونی اعلامیه جهانی حقوق بشر و جایگزینی آن با اعلامیه قاهره انجام می شود. این تلاش به منظور ارتقاء حقوق بشر نیست، بلکه یک تلاش بدبینانه به گسترش گستره و نفوذ برتری شریعت و مرتبط است.

بسیاری از مناطق در زمینه حقوق بشر و ICLA غفلت وجود دارد تلاش های خود را به برق وصل کردن شکاف ها و کمک به صدا دادن به کسانی که به سکوت اذیت و cajoled شده ادامه خواهد داد.

فرزند افرودیت و انکسیس که تروا را ترك کرد Lavinium